حرف تلخ

من نویسنده خوبی نیستم ولی .....

سفر به ترکیه
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩

من توی بهمن ٨٨ رفتم ترکیه.سفری که به قصد تفریح و استراحت برای بازیابی نیرو برای ادامه کارو تلاش ادامه راه زندگی بود ولی فقط باعث شد فکرم درگیر بشه.نیرویی که داشتم هم ازم گرفت.همه چی توی ترکیه واسه ماایرانیا عالی بود.مشروب فراوان.کلوپ انقدر بود که ادم کم میاورد.ولی در کنار اینا از هر جای شهر که نگاه می کردی امکان نداشت که مسجد نبینی! خانومها یا اصلا حجاب نداشتن یا اگر داشتن کامل بود ١ جوری که اصلا ١ تار موشو نمی دیدی.بی حجاب و با حجاب دست توی دست هم راه می رفتن کسی هم به اون یکی نمی گفت چرا حجاب اینجوریه می ری جهنم یا تو امولی که حجاب داری.از گشت ارشادم خبری نبود چون اونی که حجاب داشت با اعتقاد داشت نه با زور! اما بزرگترین چیزی که منو اذیت کرد اثار دیدنیشون بود.نمی شه انکار کرد که زیبا بود ولی نه به زیبایی تخت جمشید و... یه ما.کاملا ادم احساس می کرد که یه جورایی اثارشونو به صورت مصنوعی دست کاری کرده بودند که نظرو جلب کنن.ولی واقعا مصنوعی بود.قدمتشم در بهترین حالت ۴٠٠ سال بود.با این حال ٩ میلیون در سال گردش گر دارن.جلبتر اینکه کشورهای معتبر اروپایی زیاد ترکیه نمی رن.باعث تاسف که بگم ایرانیا بیشترین توریست به ترکیه می فرستن(بعد از کره و چین).مطمئنا بیشتر ایرانیا نمیرن اثاره ۴٠٠ساله ی ترکا رو ببینن که شاید اندازه ی یک تار موی اثاره خودمونم نمی شه.می رن ازاد باشن چون توی ایران مجبورن معتقد باشن وگر نه یا ماشینشون می خوابه یا خودشون توی بازداشتگاه می خوابن!من مطمئنم که اگر این اثار باستانی ما رو ترکا داشتن الان ثروتمند ترین کشور بودند.(مطمئنا این ارزی که از کشور واسه ترکیه رفتن خارج می شه بیشتر از ارزیه که شرکتهای گلدکوئست از کشور خارج می کنن!)نکته ی جالب دیگه توی ترکیه این بود که وقتی راننده تاکسی های مسلمان می فهمیدن ما مسلمان هستیم از خوشحالی و غرور دست خودشونو مشت می کردن و خدا رو شکر می کردن.یعنی تعصب داشتن به اسلام.شیع و سنی هم نداشتن.من با یکیشون که حرف زدم می گفت اسلام شیع و سنی نداره.اسلام مثل دست مشت کرده است که هر کودوم از انگشتهای اون یکی از فرقه ها هستن ولی از هم جدا نیستن!این یعنی اسلام واقعی.این یعنی اتحاد مسلمین.اتحاد ادمها! نکته دیگه این که با اینکه این همه گردش گر داشتن ولی زبان انگلیسیشون افتضاح بود.حتی عددای انگلیسی رو هم بلد نبودن! تعصب به کشورشون توی کل شهر موج می زد.همه ی شهر پر از پرچم ترکیه بود پرچم هایی که ما هم وقتی زیرشون می ایستادیم احساس غرور می کردیم! یکیشون تعریف می کرد می گفت یه بچه ١١ ساله اشتباهی پرچم ترکیه رو اتش زده.می گن ١ساعت نشده که از همه ی پنجره های شهر پرچم ترکیه اویزون شده.می گفتن کل شهر قرمز شده.طفلکی ایران من که این همه امکانات داره و هیچی نداره چون مسئولینش قبل از هر چیز به خودشون و پستشون و اعتقادات رادیکال و یک طرفه ی خودشون فکر می کنن.با این کار باعث شدن که دیگه کسی به پرچممون هم تعصب نداره چون توی پرچمون هم اعتقادهای یک طرفه موج میزنه.ترکا مصنوعی اثارشونو دست کاری می کنن که گردشگر بیاد ما تخت جمشیدمونو خراب می کنیم که یه وقت گردشگر نیاد ببینه ایران چه خبره!ترکیه هیچی نداره(حتی نفتم نداره) ولی همه چی داره ولی ما همه چیز داریمو هیچی نداریم!


comment نظرات ()